من با شما  شریکم در رنج   این دیاران

میلم به سرزمینی است نامش امیدواران

خسته ز شهر زخم ها با پاها ی برهنه

ره می روم به سوی این شهر کامکاران

از آب پاک آن شهر بر جان و تن بپاشی

ردی نماند از  این   دردهای    روزگاران