شهر امیدواران
من با شما شریکم در رنج این دیاران
میلم به سرزمینی است نامش امیدواران
خسته ز شهر زخم ها با پاها ی برهنه
ره می روم به سوی این شهر کامکاران
از آب پاک آن شهر بر جان و تن بپاشی
ردی نماند از این دردهای روزگاران
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 18:17 توسط "روح نویساننده"
|